سفرنامه مشهد ( زیارت - موزه)
***سلام به همه ی دوستای عزیزم... یه مدتی بود که سرم خیلی شلوغ بود.... یه سفر رفتیم مشهد پا بوس امام رضا(ع)... وقتی هم برگشتیم دیدیم دختر خاله ی عزیزمممممممم(خواهر شوهر بعد ازون!!!) اومدن اینورا که قبل از رفتنشون به دور دستها باهامون خداحافظی کنن! زهرا جونم و *مریم گلی* ش یه 10-12 روزی بودن... خیلی خوش گذشت.... هر چند! هر وقت فکرش و می کردم که معلوم نیس دیگه کی ببینمشون یه طوری میشدم... ولی سعی می کردم زیاد بهش فکر نکنم! تا بهمون حسسسسسااااابی خوش بگذره! کللی ام از بچه ها عکس و فیلم گرفتیم!!! به هم می گفتیم: اگه توو یه شهر بودیم حتتتما وبلاگامون تکراری و عین هم بود!!!!! احتمالا ...
نویسنده :
زهرا (✿◠‿◠)
8:32










